اوج نگرش پارسي
کتاب گویا و فرهنگ مطالعه

به امید روزی که سرانه مطالعه هر ایرانی بیش از 30 دقیقه باشد

ما مردمانی کتاب گریزیم. این را دریافتن، نیازمند آمار دقیق مَراجع فرهنگی نیست. کافی است نگاهی به برنامه روزانه خود و نزدیکان‌مان بیاندازیم تا این حقیقت تلخ، به وضوح و روشنی پیش رویمان پدیدار شود: ما کتاب نمی‌خوانیم ! 
 
این البته به این معنا نیست که کتاب نمی‌خریم یا در خانه‌ی خود ده‌ها و بلکه صدها جلد کتاب نداریم؛ بلکه به این معناست که گشودن یکی از این مرغان قفسی و رها کردن آنها در آسمان ذهن برای ما دشوارتر از دشوارترین امور روزمره است. ما از این کار می‌هراسیم، به آن اهمیت نمی‌دهیم، فرصت کافی نداریم و بسیار خرده دلیل بی‌اهمیت دیگری در آستین داریم تا برای کتاب گریزی خویش ارایه کنیم و البته که هیچ یک نمی‌توانند این نقطه ضعف عمیق فرهنگی را در ما توجیه کنند و پوشش دهند : ما کتاب نمی‌خوانیم ! 
 
معایب و مضرات این کتاب ناخوانی را هم جملگی از بَریم، می‌دانیم که تأثیر کتاب بر ذهن و روحمان تا چه اندازه ژرف است، که کتاب خواندن چه اندازه در رشد و اعتلای فرهنگ عمومی و زندگی این جهانی‌مان موثر است، که جامعه‌ای که از کتاب خواندن بپرهیزد از خود حقیقی‌اش بیگانه می‌گردد و این بیگانگی از خویش چه مصیبی که نمی‌آفریند و در دل جهل حاصل از کتاب گریزی، چه نطفه‌های شومی که آرمیده‌اند؛ اما هیچ یک از این دانایی‌ها نیز نمی‌توانند ما را به سوی گشودن پنجره‌های کاغذی و نگریستن از میان آنها سوق دهند؛ همچنان، کتاب نمی‌خوانیم! 
 
اما آنان که دل در گرو فرهنگ این مرز و بوم دارند، آنان که ذهن و روحشان هر دو در بند یار دیرین است، آنان که روزگاری دل به یار مهربان سپرده‌اند و دیگر بازنستانده‌اند، در برابر این موجِ گریز از کتاب، البته که سر فرو نیاورند و روز و شب به راه حلی اندیشند تا دوستان و یاران، برادران، هم کیشان و هم وطنان خویش را با دانای خوش زبان پیوندی دوباره دهند و از سخنهای فراوانش بهره‌مندشان سازند:  
 
 
و اینک یار بی‌زبان، با تو سخن می گوید....  
 
 
 
 
 
کتاب گویای و ما نیز آنها بودیم

کتاب گویای و ما نیز آنها بودیم

اثر کيانوش کاکاوند
با صداي سعيد بحرالعلومي
کارگردان: کيانوش کاکاوند
صدابردار: کامبيز احمدپوري
انتخاب موسيقي، ميکس و مسترينگ: آرش عادلپور
استوديو: بل

درباره کتاب

شادی‌ها و تلخ‌ کامی‌های این دو دلداده، هورن و سانتس، اگر چه نمادین، همان شادی‌ها و تلخ کامی‌های ماست. و هوراتلا و بیتاما، تجسم نیروی خیر و شر، نیز همان است که فراوان رو در روی خود می‌بینیم.
هوراتلا از عشق، انتظار، اندیشیدن به اوج، پرواز و عبادت می‌گوید و آنان را به کتمان نکردن فرا می‌خواند:
«و ما نیز آنها بودیم» داستانی نمادین است از نیروی خیر و شر در زندگی دو دلداده که به زیبایی به تصویر کشیده می‌شود، و در این میان وسوسه‌های فریبنده، زندگی آن دو را به چالشی سخت می‌کشد و هر یک را با وجوه پنهان خود و دیگری آشنا می‌کند و در نهایت....

***
کتمان کردن یعنی بستن چشم و شما با چشمان یکدیگر می‌بینید. پس:

«چشمان یکدیگر را بسته نخواهید. چگونه می‌توان با کاروانسالاری که با چشم بسته راه می‌پوید، همسفر شد»

و بیتاما خود را مالک تمام غفلت‌های دنیا و ارباب تمام وسوسه‌های زمین می‌داند. نقاش تمام زیبایی‌های گذرا، باغبان وسوسه‌های فانی، که کاروانسالار راههای بی‌مقصد است.
با وجود هشدارهای هوراتلا به سانتس در مهار طمع و به هورن در روشن نگهداشتن چراغ انتظار، با غفلت آنان بیتامانا، روح پلید غریزه، متولد میشود...
هورن به هوس رسیدن به شهری که هر کس مالک آرزوهای خویش است و سانتس برای داشتن دستانی حامل نعمت بی زحمت پارو زدن، دستانی که آنها را لایق لمس لطیف‌ترین‌ها می‌داند، فریب بیتاما را می‌خورند. آن گاه دروغ گفتن برای هورن و سانتس التیامی می‌شود کاذب و مهلک، و آن گاه مرور خاطرات خوش گذشته را فراموش می‌کنند. پس خریدار هوس‌های بی مقدار می‌شوند و سلامت و امنیت و تقدس اهمیت خود را در نظرشان از دست می‌هد، و به ظلمت سقوط می‌کنند. درست زمانی که تنها کافی است به یاد بیاورند روزهایی را که برای هم نفس کشیده‌اند.


Va Ma Niz Anha Boodim.mp3 - حجم فايل: 555 کيلو بايت